ساخت برند شخصی – مدل لایتهاوس

1,033 بازدید

Personal-Branding-logo

در بازار کسب و کار امروز برندسازی شخصی روند افزایشی شدیدی داشته است. چرا که افراد به اهمیت تاثیر آن در یافتن کار و پیشرفت شغلی خود بیش از گذشته پی برده اند. از طرفی تاثیر برند شخصی بسیاری از مدیران بر استحکام برند شرکت ثابت شده است. نمونه بارز آن، جنرال الکتریک و تاثیر حضور جک ولش در آن است که نقل محافل علمی و دانشگاهی است. سمت دیگر موضوع برندسازی شخصی و دنیای سیاست است که قبلتر راجع به آن صحبت کرده ایم.
اما آنچه که باعث نوشتن این مطلب پس از مدتها شده است، رویکرد کاسب کارانه برخی از علمای برندسازی ( که این روزها به سادگی چاپ یک کارت ویزیت متولد می شوند) به موضوع برندسازی شخصی است. در چند ماه گذشته به دفعات در مورد این موضوع مورد پرسش واقع شده ام، که برای ساخت برند شخصی به شخصی یا شرکتی مراجعه کرده ایم و ایشان با ارائه راهکارهایی چون باید هدف داشته باشید، باید نامتان به لوگو تبدیل شود، باید رنگ و شعار داشته باشید، باید لیدر باشید، باید باهوش باشید و …. کلی حرفهای قشنگ کار برندسازی شخصی را انجام داده اند و در نهایت هیچ اندر هیچ.
همانطور که پیشتر هم گفته ام ، نوشته ام و فریاد زده ام برندسازی برای شرکت یا شخص با نصیحت کردن انجام نمی شود. باید برای اینکار از پژوهش آغاز کرد و با بسط و ریز نویسی یک مدل مشخص موضوع را از سطح استراتژی به سطح اجرائی انتقال داد. پس نیاز به یک روش کار مشخص و یک مدل است که البته برای هر شخصی باید طراحی و ریز نویسی مجدد گردد. پس برای شروع مدل و راهکاری لازم است نه نصیحت!
در تعریف برندسازی شخصی آمده است که فرآیند تعیین ارزشهای منحصربفرد و متمایزی است که شما دارید و از طریق رفتارها و خروجیهایتان اطلاع رسانی اش می کنید.
بنابراین همانطور که می بینید فرآیندی در کار است و فرآیند بدون مشخص بودن سیستم و مدل آن هیچ کارائی خاصی نخواهد داشت.
اما مدلهای مشخصی برای برندسازی شخصی وجود دارند که برای آشنائی بد نیست به برخی از آنها اشاره کنیم: از مدل ساده lighthouse گرفته تا مدل های حرفه ای تر رمپرسد، کانواس و …
هر کدام از مدلها خواص ویژه ای دارند و کاربرد خاصی. مدل کانواس به یک صفحه ای معروف است و از 9 جز تشکیل شده است. مدل لایتهاوس هم 4 جز اصلی دارد.
1. زیرساخت و پایه: ترکیبی از توانائیها و تجربیات شما. توصیه می شود برای تقویت برند شخصی در حوزه ای فعالیت کنید که هم توانائی و نقطه قوت دارید و هم تجربه. برای مثال، وقتی کسی دانش و تجربه برندسازی ندارد، ورود به این حوزه مثال خوبی برای ضربه زدن به برند شخصی اش می باشد. البته بگذریم که در اکنون اینجا تخصص یک شوخی بی مزه است! ولی بی شک آینده چنین نخواهد ماند.
2. فانوس: منظور برنامه اطلاع رسانی درباره توانائی و تجربه شماست. با نوشتن توانائیهای شما توسط خودتان و اطرافیان شروع می شود و بدیهی است با شگردهای خاص برندسازی تا تبدیل شدن به یک ایده به یاد ماندنی ادامه دارد. در انتها موارد یاد شده به جوهره و هویت برند تبدیل خواهند شد.
3. شعاع نور: مسیر حرکت پروژه برندسازی شما، آنجا که می خواهید بروید و آنچه که بر آن تمرکز دارید و آنچه که می خواهید تعقیب کنید. البته این مرحله نیاز به یک مدل دیگر دارد تا این نکات را به صورت یک فرآیند مستقل تعریف کرده و پرورش دهد.
4. برج: ارائه، دسترسی دیگران به پیام برند شما و نحوه دیده شدن شما در بازارتان آنلاین و یا آفلاین است. ظاهر فیزیکی، ظاهر دیجیتالی، فعالیتهای شما، حتی ساده ترین متعلقاتی که از شما در معرض دیده شدن قرار دارد که باید بر اساس جوهره برند شما طراحی شود.
این خلاصه فقیرانه ای از مدل لایتهاوس بود که البته مدل خوب اما ساده ای است. فرصتی باشد هر دو مدل دیگر و مدلهای بیشتری را در اینجا توضیح خواهم داد و آنها را با هم مقایسه خواهم کرد. همینطور دانستن این موضوع که با توجه به رویکرد ما به موضوع برندسازی، اهداف، ویژگیهای شخص و غیره باید کدام مدل را انتخاب کنیم. مسلما برای یک شخصیت سیاسی مدل لایتهاوس مناسب و کافی نیست و باید مدلهای مناسبتری برای این کار بازنویسی و بر مبنای اهداف و بازار آن توسعه داده شوند.
ساده دیدن کارهای ارتباطی، معضلی است که سالهاست دست از سر ما بر نمی دارد و همه ما در زمینه اطلاع رسانی از کشور گرفته تا فرد ( برای نمونه خود من) مشکل ارتباطات داریم. فقط اولین گام فهمیدن مشکل است و در تعاملاتی که با مردان کسب و کار کشورهای دیگر داشته ام متوجه شده ام مشکل خود من این بوده است که ارتباطات را ساده انگاشته ام. به ارتباطات و برندسازی به چشم یک دانش و تخصص نگاه کنیم که نیاز به زمان و تلاش و متخصص دارد.

فرزاد مقدم

یک دیدگاه

  1. این مطلب مدل لایتهاوس و مطلب بعدی مدل اعتباری است. خواندن این دو مقاله با هم توصیه می شود.

دیدگاهتان را بنویسید

18 − دو =