چگونه یک برند شخصی شکل می گیرد؟

873 بازدید

برند شخصی آنچیزی است که شما را ماندگار می کند.

برای رسیدن به موفقیت شغلی تنها انجام کارهای درست و درست انجام دادن کارها کافی نیست. راه رسیدن به  موفقیت از مسیر توانائی مدیریت ادراک و نوع نگاهتان نسبت به خودتان می گذرد، ساده بپرسم شما یک کارمند هستید یا یک مدیر برای  برندتان ؟

تنها شرکت ها و مدیران برجسته، سیاستمداران و هنرمندان نیستند که به برندسازی شخصی نیاز دارند. هر انسان حرفه ای برای موفق شدن در بازار کار خود نیاز به برندسازی دارد. خلق برند شخصی به زبان ساده با ایجاد تمایز و ارزش افزوده در شما و تغییر در ادراک مخاطبانتان نسبت به شما امکان پذیر است. البته این تعریف خیلی ساده بود، اما برای گام نخست تعریف خوبی است و به سه نقطه کلیدی برای برنامه ریزی اشاره می کند.

برای باز شدن مطلب یک مثال بیاوریم. امیدوارم شمایی که این مطلب را می خوانید در کار خود یک حرفه ای هستید. خیلی هم کار می کنید. کارها را درست و کارهای درست را به شکلی مداوم در بازار کارتان ارائه می دهید. فقط یک رقیب دیگر هم دارید که  هم شغل شماست اما درآمد بیشتری دارد. این سوال برای همه ما پیش آمده که فلانی مگر چه می کند که من انجام نمی دهم؟ تمام این کارها را حتی بهتر، با دانش بیشتر و با عشق و علاقه بیشتر انجام می دهم.  چرا مشتری های بیشتری او را انتخاب می کنند؟

می گویم نکند موضوع برند شخصی در میان باشد. تحلیل و بررسی خویشتن خویش از کارهایی است که انجامش سخت است. به خاطر همین است نیاز به مربی یا کوچ برای پیشرفت شخصی این روزها از سوی مدیران طراز اول شرکتهای بزرگ اجباری شده است.

البته اکثرما بیشتر دوست داریم خودمان باشیم، کارهایمان را به بهترین شکل انجام دهیم و با اثبات خود در بازار پیشرفت هم کنیم اما به برند خودمان سخت است که توجه کنیم.  گاهی هم این جمله را از خودمان می شنویم  که من کارم را عالی انجام می دهم، بازاریابی برای مردم را خوب بلدم  اما در زمینه بازارسازی و بازارگرمی برای خودم وارد نیستم! و از این جمله به خودمان می بالیم که من اینچنینم و به قول  هامون (فیلمی از داریوش مهرجوئی) : ببین، من فروشنده نیستما!

در بازارهای رقابتی مهم نیست که شما چه درسی خوانده اید، در چه پست و مقامی فعال هستید و پارتی شما چه کسی است، بلکه این برند شخصی شماست که میزان موفقیت شما را تعیین می کند. تمام موارد بالا به جز برند برای شروع حرکت و یا مورد توجه قرار گرفتن توسط افراد پائین دست خوب است، اما برای برقراری ارتباط با افراد حرفه ای و دارای جایگاه برند شخصی شما مهم است.

امروز برند دیگر مختص محصولات، شرکتها، افراد مشهور و ورزشکاران چند میلیاردی نیست. تمام کسانی که می خواهند باشند و مزیت رقابتی در محیط بازار داشته باشند نیاز به داشتن چشم انداز، برنامه و تاکتیک دارند و مداوم می بایست تمرینات لازم برای رسیدن به اهداف تعیین شده در برنامه ریزی ساخت برند شخصی را  انجام دهند.

 

این کار را به دیگران نمی توان واگذار کرد

می گویند اگر برندتان را خودتان نسازید، دیگران برایتان خواهند شاخت منتها به شکلی که برای آنها مفید باشد نه برای شما!

برای ورود به ساخت برند شخصی چهار عنصر  اصلی نیاز است

قبول تغییر

 کوچ یا راهبر

     زمان

مدل یا برنامه ای برای برندسازی

سه عنصر اول حضورشان صفر و یک است یعنی یا قبول کرده ایم تغییراتی در زندگی ما ایجاد کنند و برنامه ای را اجرا کنیم حتی اگر سخت باشد یا نه

راهبر یا کوچ مناسبی که وقت کافی و هر روزه بگذارد و دل بسوزاند وجود دارد یا نه

زمان مناسب و کافی برای این کار می توانیم اختصاص دهیم یا نه

معمولا کسانی که برای پرسنال برندینگ مراجعه می کنند در همین سه تای اول هنوز مشکل دارند و در امتحان اولیه رد می شوند

 اما اگر واقعا کسی هر سه مورد را بتواند فراهم کند آنوقت است که ما نیازمند مدلی خاص خودمان برای این کار هستیم

حدود 8 مدل معتبر در پرسنال برندینگ وجود دارد

که من قبلا درباره چندتائی از آنها صحبت کرده ام مثلا مدل موسوم به فانوس دریائی

 و یا مدل پرسنال برندینگ معتبر که 12 مرحله اصلی دارد و بیشتر به مدلهای برنامه ریزی استراتژیک نزدیک است یعنی ابتدایش با تعیین چشم انداز و اهداف آغاز می شود و یک چرخه 4 بخشی دارد که در هر مرحله دائم کنترل می شود

 بدون داشتن یک مدل معتبر صحبت کردن درباره پرسنال برندینگ بیشتر به نصیحت کردن شبیه است

اینکه  باید باهوش باشیم و لیدر باشیم و داستانی برای خود داشته باشیم و حرفهای پراکنده و انگیزشی از ین دست (اشاره به برخی متون جذاب اما توخالی در این حوزه) بدون وجود یک برنامه دقیق و منظم راه بجائی نمی برد ، برنامه ای که جزئیات آن به شما واگذار نشده باشد و قبلا در بخش طراحی مدل تمام سر فصلهای آن دیده شده باشد

بخش اصلی مدلهای برندسازی معمولا بخش طراحی هویت و شخصیت است که با تحلیل شخص شروع می شود. از ساده ترین ابزار مانند سوات گرفته تا ابزار تحلیل پیچیده تر را می توان در این بخش استفاده کرد تا بفهمیم   توانائی ها و ضعفهایمان کجاست . البته هرچه مدل تحلیلی بهتر نتیجه اثربخشتر. تخصص شما در چه زمینه ای است؟ بازارتان کجاست؟ رقبایتان و  در نهایت در میان این رقبا به بازار هدفتان چه وعده ای می دهید؟

پس از طراحی هویت برند به شکلی یکپارچه اعم از هویت بصری، کلامی، ذهنی و غیره نوبت به برنامه های اجرائی و تعیین معیارهای ارزیابی می رسد.

برای تعیین رفتار می گویند

رفتار برند شخصی =

چشم انداز+ ماموریت+ نقشهای کلیدی + تخصص+ ارائه خدمت+ ویژگیهای غالب+ محیطی که در آن فعالیت می کنیم

در فرصتهای بعدی مدلهای بیشتری را معرفی می کنیم اما منابع خوبی در این زمینه به زبانهای انگلیسی و آلمانی موجود است که ارزش خواندن را دارند

دیدگاهتان را بنویسید

دوازده − یازده =