سال ۹۸، ترندها و حدسهای برندینگ

496 بازدید

نویسنده: فرزاد مقدم

به روال هر پایان سال، می نشینیم و تحلیل می کنیم که چگونه گذشت سالی که نفسهای آخرش را می کشد و چه احتمالاتی پیش رویمان خواهد بود در سالی که چند روز دیگر متولد خواهد شد و چند آینده محتمل در روزهای آتی خواهیم داشت. بخشی از این پیش بینی‫ها و احتمالات مربوط به کسب و کار خودمان است و بازارهای مشتریانمان که نمیتوان به اشتراک گذاشت. اما آنچه که کلی است و مربوط به همه ما، بیایید با هم ببینیم و درباره اش فکر کنیم. اینها وحی الهی نیستند، مقداری تفکر و اندیشه ورز داده شده اند.

پارسال در ۳۴ کشور جهان با ۳۰۰ هزار نفر درباره ۱۰۰۰ برند مختلف مصاحبه شد. اکثریت پاسخها به سه موضوع مشخص اشاره داشت:

  1. برند باید به زندگی ما یک ارزش واقعی اضافه کند مانند حس تعلق به یک جمع
  2. برند باید یک فایده مشخص برای شخص من داشته باشد مانند ایمنی
  3. برند باید برای کل جامعه فوائدی ارائه کند مانند مسئولیت اجتماعی در قبال محیط زیست

از برند آمازون در این پژوهش بیش از باقی برندها نام برده شد. پاسخ دهندگان معتقد بودند اکثر برندها کالا یا خدمتی را در اختیار ما قرار میدهند اما کمتر برندی است که تجربه های جدید در زندگی برای ما ایجاد کند و ایده های جدید برایمان بیاورد، و در عین حال به فکر جامعه خود نیز باشد. مشتری فقط محصول از ما نمیخرد، بلکه در جستجوی خریدن حکایت‫ها، تجربه‫ها و ایده‫هایی است که زندگی ما را پربارتر کند. شاید بزرگترین چالش در شرایط فعلی اقتصادی ما همین باشد. یک دو راهی. می توان در شرایط کنونی به این فکر کرد که ارائه کالا و خدمت در این شرایط خودش یک کار بزرگ است و بیش از این نباید از ما صاحبان برندها توقع داشت. اما راه دوم، دیدن فرصت نهفته در این شرایط است. حالا که همه دارند به حداقل‫ها اکتفا می‫کنند، بیایید فاصله‫مان را نسبت به دیگران افزایش دهیم.

اما پیشنهاداتی ساده برای افزایش فاصله:

  1. تفکر استراتژیک در فضای دیجیتال را جدی بگیریم. منظورم فقط سئو و از این گونه کارها در سطوح تکنیک نیست. یعنی پیش از هرکاری یک تحلیل، یک برنامه و یک اکشن پلن در دنیای دیجیتال داشته باشیم که پاسخ پرسشهای منطقی را بدهد. مثلا چرا ما باید در سئو اول باشیم؟ آیا سئو برای همه کسب و کارها الویت اول را دارد؟ برای مثال، میتوان بازار کار شغل ما را بررسی کرد. در بازار برندسازی چند درصد مشتریان از طریق سئو می آیند. مصاحبه ها نشان دادند که نزدیک به یک درصد مشتریان حرفه ای، برای پیدا کردن یک شرکت برندسازی از طریق سئو اقدام می‫کنند. تجربه نشان داده که همان یک درصد معمولا دردسرسازند چون نمیدانند که چه میخواهند. بر عکس بهترین نوع مشتری، کسانی هستند که از طریق پرسش از دیگران و از طرف مشتریان سابق و دوستان معرفی شده اند. سئو در کار ما نقش آپوستریوری دارد. یعنی بعد از آشنایی و انتخاب به جستجوی نام میپردازند. بهترین بازاریابی برای شغل ما، راضی نگاه داشتن مشتریان است. بنابراین باید به سئو به اندازه فایده اش بها داد. بهتر است وقتمان را برای معرفی مشتریانمان استفاده کنیم، آنها هم ما را به دیگران معرفی می کنند.
  2. به جای بالا بردن تعداد پیامها در تبلیغات و افزایش تعداد محتوا در فضای دیجیتال، کیفیت پیام و محتوا را افزایش دهیم. یک پیام خوب، بهتر از ده پیام متوسط است. افزایش تعداد پیام فقط کمک به حفظ جریان یادآوری در حافظه مخاطب می‫کند. اما یک پیام با کیفیت با حداقل تکرار اثر بیشتری خواهد داشت. حداقل تعداد تکرار موثر در پخش را می‫توانید از طریق جی‫آرپی محاسبه کنید.
  3. برندهای موفق به الگوریتمها کمتر توجه خواهند کرد. در حال حاضر بخش دیجیتال سازمانها به جای ایده پردازان پر شده از هشتگ پردازان و کسانی که کلمات کلیدی را در متنها کار میگذارند. متنهای بدون محتوا و کیفیت که پر هستند از کلمات کلیدی. به عنوان مخاطب، وقتی در جستجوی یک متن با کیفیت هستم و آن را در صفحه دوم و یا سوم پیدا میکنم، این یعنی متنهای بی کیفیت را باید دور ریخت. مشتریها دارند متوجه این بازیهای الگوریتم‫پسند می شوند و راه کارهای خودشان برای رسیدن به پاسخهای باکیفیت پیدا می کنند.
  4. در سال ۹۸، اینستاگرام مهمتر خواهد شد. نوعی اجتماع و پرستیژ اینستاگرامی شکل خواهد گرفت که مبنای آن کیفیت حرفهایی است که میزنید و حقیقی بودن فیلمها و عکسهایتان است. همچنین کارهایی حقیقی که بیرون از اینستا در نمای باز انجام میدهید. به همین دلیل اهمیت ویدئو و ویدئوهای زنده در سال ۹۸ بیشتر خواهد شد. نیاز به نویسنده برای سناریوی این ویدئوها و متون کپشن بالا خواهد گرفت. کپی رایترهای فضای دیجیتال اهمیت خواهند یافت و تاثیرگذارتر خواهند شد تا فقط یک تصویر خالی نباشیم.
  5. میکرو اینفلوئنسرها، جای ماکرو اینفلوئنسرها را خواهند گرفت. میکروها دقیقا مخاطبان شما را هدف قرار خواهند داد. مگر اینکه محصول شما عام و همه‫پسند باشد. ز طرفی میکرو اینفلوئنسرها هویت و اعتبار بالاتری دارند. یکی از مشکلات دنیای اینفلوئنسرها، عدم تطابق اکثریت آنها با هویت برندهای ریشه دار است که بعضا به جای فایده، به هویت شما ضرر میرسانند. آسیب به هویت، خود را در آسیب به فروش نشان خواهد داد.
  6. عناصر هویت بصری برندهایی که قابل تکثیر باشند روز به روز اهمیت بیشتری خواهند یافت. بدون داشتن گایدلاین خوب و صحیح، باقی برنامه های ارتباطات، خصوصا در حوزه دیجیتال با مشکل مواجه خواهد شد. نامگذاری سخت تر از گذشته شده و در طراحی لوگو فضای سه بعدی بیشتر مورد توجه قرار خواهد گرفت. شعارها از حالت ” من آنم که رستم بود پهلوان- ما بهترینیم” خارج شده و متواضعانه تر نوشته خواهندشد. استفاده از تکستچر اهمیت بیشتری خواهد یافت.
  7. استفاده از تبلیغات بنری کلیکی در وب کم شده و انواع دیگر تبلیغات همچون تبلیغات نیتو ادز ها بیشتر اهمیت خواهند یافت. در کل در طیف تبلیغات – روابط عمومی برند، از سمت تبلیغات که فضایش کاملا آشکار است به سمت نیتیو ادز و روابط عمومی که پوشیده تر است کوچ خواهیم کرد. مخاطب دوست دارد از فضای جستجو و محتوای مطالعه خود خارج نشده و خودش نیز در فهم پیام مشارکت کند.

واقعیت این که همه ما با هم در حال تجربه کردن فضای دیجیتال هستیم. هیچکدام از دیگری خیلی بیشتر نمی‫دانیم. فقط برخی در حال سریعتر تجربه کردن هستند. بنابراین راه پیشرفت، به اشتراک گذاری تجربه و ایده‫ها است. تجربه کمپینهای موفقمان در سال ۹۷ نشان داد که داشتن هویت مشخص و تولید محتوا و تبلیغات بر مبنای یک هویت از پیش تعیین شده، می تواند مخاطب را به سلسله پیامهای شما و بعد به برند وفادارتر کند. اگر برنامه ارتباطات شما تم داستانی داشته باشد و به واقعیت نزدیکتر، رابطه جالبی میان مخاطب با پیامهای شما شکل می‫گیرد. اگر با مخاطب روراست‫تر باشیم بیشتر در کنارمان می‫ماند. باور کنید مردم فرق بین آنها که ادا درمی‫آورند و آنها که خودشان هستند، را می فهمند. ترند جدید برندینگ، انسان بودن است.

سال ۹۸ ، پر از خیر و برکت برای دلهایمان!

دیدگاهتان را بنویسید

هجده + 7 =